نایت اسکین 

 

فولکلور میاندواب، بنا به علل مختلف، یکی از غنی ترین وپرشاخ و برگ ترین ادبیات شفاهی ایران است. به همین خاطر هیچ شاعر و نویسنده آذری (ترک آذربایجانی) رانمی‍توان پیدا کرد که از کنار این چشمة الهام بخش بی اعتنا بگذرد. از آنجایی که استاد شهریار بنا به عللی دوران کودکی و نوجوانی خود را در محیط روستا گذرانده و بعد از مهاجرت به تبریز و تهران نیز همیشه در میان مردم عادی کوچه و بازار بوده است، ادبیات شفاهی رایج در بین توده های مردم تأثیر شگرفت بر شعر او گذاشته است. استاد شهریار در اشعار فارسی و ترکی خود، از افسانه ها، داستانها، بایاتی ها، متلها، امثال و حکم و دیگر عناصر فولکلور آذربایجان با مهارت و ملاحت تمام استفاده کرده است. مقاله حاضر که در سه قسمت تهیه شده است، تا حد توان به بررسی عناصر فولکلوردر شعر ترکی شهریار میپردازد.(آداب و رسوم ):
آداب زیارت رفتن – چاووشی خوانی :تا همین چند سال پیش در روستاها و شهرهای میاندواب ، هر گاه کسی به زیارت اماکن مقدس مانند مکه، کربلا، مشهد و قم می‍رفت، اقوام و خویشان، همسایگان و آشنایان جمع شده و او را بدرقه می‍کردند و فردی خوش صدا، پیشاپیش جمعیت حرکت کرده و اشعاری مذهبی را با آواز حزینی می‍خواند. این شخصرا «چاووش » یا «چوووش » می‍گفتند. استاد شهریار در منظومة زیبای حیدر بابا اینمراسم را چنین به تصویر می‍کشد :

 
 
حیدربابا قره چمن جاداسی
چوووشلارین گلر سسی _ صداسی
کربلایه گئده نلرین قاداسی
دوشسون بو آج یولسوزلارین گؤزونه
تمدونون اویدوخ یالان سؤزونه
حیدربابا، بند۱۱
مراسم عروسی (آلما آتماق):یکی از مراسم عروسی که هنوز هم در بعضی از شهرها و روستاهای میاندواب رایج است، پرتاب سیب توسط داماد به طرف عروس است. بدین صورت که وقتی عروس را به طرف خانه داماد می‍آورند، داماد به همراه «ساغدوش » و «سولدوش » به پشت بام خانه رفته و هنگام رسیدن عروس و همراهانش به نزدیکی خانة وی، سیب درشت و سرخی را که از مدتها قبل برای این مراسم تهیه کرده اند، با تمام توان به زیر پای عروس پرتاب می‍کند.استاد شهریار در دو شعر دیوان ترکی خود به این مراسم اشاره می‍کند :
حیدر بابا کندین توبون توتاندا
قیزـ گلینلر حنا، پیلته ساتاندا
بیگ گلینه دامدان آلما آتاندا
منیم ده او قیزلاریندا گؤزوم وار
عاشیقلارین سازلاریندا سؤزوم وار
حیدربابا، بند ۲۵
و:
خانیمی تازه گلین دیر، آدی «مریم خان»
توی توتوب کند سیاقی، آلمادا آتمیش گلینه
عمو اوغلوم، ابوالفضله، ص۲۰۶
مراسم مربوط به عید نوروز:ائو تؤکمک (خانه تکانی):مردم میاندواب به هنگام نزدیک شدن عید نوروز و ۱۰ ـ ۱۵ روز مانده به عید، اسباب واثاثیه خود را به حیاط خانه ریخته و یا به بیرون شهر و روستا می‍برند و در کنار رودخانه ها به نظافت و شستشوی قالی ها، گلیم ها ورختخوابها می‍پردازند. در و پنجره ها و دیوارهایشان را از نو رنگ می‍زنند و لوازمتزیینی شان را در رف ها و طاقچه ها قرار می‍دهند و بدین ترتیب در سال نو، شکل وشمایلی نو و شاد به محل زندگی خود می‍دهند. شهریار در منظومة حیدربابا به این مراسمچنین اشاره می‍کند :
بایرام اولوب قیزیل پالچیق ازه للر
ناقیش ووروباوتاقلاری بزه للر
تاخچالارا دوزمه لری دوزهللر
قیزـ گلینین فیندقجاسی ـ حناسی
هوسله نر آناسی، قایناناسی
حیدربابا، بند ۳۰
مراسم چهارشنبه سوری :آخرین چهارشنبه سال، صبح زود از خانه هایشان بیرونآمده، از روی آب می‍پرند و شعرهایی می‍خوانند. آنها همان روز به بازار رفته و شیرینی و آجیل، لباس و کفش تو می‍خرند. استاد شهریار به این مراسم چنین پرداخته است :

باکی چینین سؤزی، سؤوی کاغیذی
اینکلرین بولاماسی آغیزی
چرشنبه نینگردکانی مویزی
قیزلار دئیر «آتیل ـ ماتیل چرشنبه
آینا تکین بختیم آچیل چرشنبه
حیدربابا، بند ۳۱
مراسم شال ساللاماق (شال انداختن):در میاندواب رسم بود که شبهای چهارشنبه سوری، جوانان و نوجوانان چادر و پارچه ای برداشته و به پشت بام خانه اقوام وآشنایان خود می ‍رفتند واز روزنه ای که در پشت بام خانه وجود داشته، آن را به داخل آویزان می‍کردند. صاحب خانه نیز با دیدن آن میوه،شیرینی، آجیل،تخم مرغ،پول،جوراب پشمیوغیره به پر شال می‍بست. گاه پیش می‍آمد کسیکه شال را آویزان می‍کرد، دختر صاحبخانه را می‍خواست. در این مواقع هر به شال او بسته می‍شد، به علت سبک بودن شال بالانمی‍کشید. بدین ترتیب صاحب خانه متوجه موضوع شده و شال را به کمر دختر می‍بست در این موقع کسی که شال را آویزان کرده بود با دیدن سنگینی آن، پی می‍برد که خانواده دختراو را شناخته و به وصلت دخترشان با او رضایت داده اند.امروزه به علت گرفتار شدندر مشکلات زندگی ماشینی و آپارتمان نشینی، این مراسم در شهرها وروستا ها به عناوین مختلفی چون «باجالیق »، «بیللی ـ بیللی »، «شال ساللاماق » و غیره نامیده می‍شود. شهریار در دو بند پیاپی از منظومه حیدربابا به این مراسم می‍پردازد :

بایرامیدی گئجه قوشی اوخوردی
آداخلی قیز بیگ جورابین توخوردی
هرکس شالین بیر باجادان سوخوری
آی نه گؤزل قایدادی شال ساللاماق
بیگ شالینا بایراملیغین باغلاماق
حیدر بابا، بند ۲۷
و نیز :

شال ایسته دیم منده ائوده آغلادیم
بیرشال آلیب تئز بئلیمه باغلادیم
غلام گیله قاشدیم شالی ساللادیم
فاطما خالا منه جوراب باغلادی
خان ننه می یادا سالیب آغلادی
حیدربابا، بند ۲۸
مراسم عزا داری ماه محرم:شاخسی ـ واخسی (دسته های شاه حسین واحسین):دسته های عزارداری شاه حسین ـ واحسین (شاخسی ـ واخسی )، از چند روز مانده به ماه محرم و روز عاشورا، شبها در حسینیه ها و مساجد تشکیل شده و بعد از جمع شدن عزاداران، در صف هایی طویل، با دادن شعارهایی مذهبی در خیابانها و کوچه ها راه افتاده و تا نصفه های شب به عزاداری سالار شهیدان امام حسین می‍پردازند. شهریار در منظومه حیدربابا به این مراسم نیز اشاره می‍کند :
میر صالحین ده لی سوولوق ائتمه سی
میر عزیزین شیرین شاخسی گئتمه سی
میر ممدین قورولماسی، بیتمه سی
ایندی دئسک احوالاتدی، ناغیلدی
گئچدی،گئتدی، ایتدی، باتدی، داغیلدی
 
حیدر بابا،بند  
 نایت اسکین